سید محمد خاتمی با تأکید بر اینکه امروز بقا و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کردهایم، اظهار داشت: میتوانیم با دوری از تنش، منافع عمومی، خیر جامعه، عزت ایران و آینده آن را تضمین کنیم. همچنین میتوانیم فضای زندگی را برای مردمی که در تنگنای سخت معیشتی و ناامیدی از آیندهای بهتر به سر میبرند، گشوده و به سوی ایرانی آباد و سرافراز گام برداریم؛ این است معنای «صلح شرافتمندانه».
به گزارش جماران، خلاصهای از سخنان حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار صبح امروز با جمعی از اصحاب رسانه به شرح زیر است:
تهاجم خارجی و جنگ همهجانبه ایران را از پا در نمیآورد، مگر اینکه پس از آن، حکمرانی نتواند کاستیها، نارساییها و عواملی که منجر به جدایی اکثریت جامعه شده است را با کمک خود مردم درمان کند.
دو عامل موفقیت جمهوری اسلامی و ناکام گذاشتن دشمن:
1. مقاومت نظامی و فداکاری نیروهای مسلح، فرماندهان و مسئولان در دفاع که دشمن را در رسیدن به اهداف خود ناکام گذاشت.
2. حضور مردم، حتی ناراضیان از وضعیت سیاسی و اقتصادی، در صحنه دفاع از میهن و مخالفت با تهاجم وحشیانه به ایران و تمامیت ارضی.
پس از جنگ، فرصتی فوقالعاده برای کشور و مردم پدید آمد که تجلی آن را در تفاهمنامه اسلامآباد که به امضای دو رئیسجمهور رسید، مشاهده میکنیم.
باید از شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان که به چنین تصمیم بزرگی رسیدند و رهبری که آن را تأیید کردند، تقدیر به عمل آورد.
به ویژه باید از شجاعت و فداکاری رئیسجمهور محترم که با امضای تفاهمنامه، افتخاری را نصیب ایران عزیز کردند، قدردانی کرد.
چند امتیاز تفاهمنامه:
- انعقاد آن در زمان عزت ایران و ناکامی دشمن از رسیدن به اهدافش.
- امضای دو رئیسجمهور که اعتبار آن را افزایش میدهد.
- پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا در هیچ تفاهم و توافقی چنین عمل نکرده و صریحاً تعهد نداده است. 9 بار تعهد کرده است که 3 بار آن با ایران شریک است.
تفاهمنامه نباید از سوی هیچ یک از طرفین نقض شود. نقض با نقض پاسخ داده نشود و کاری که تنش را افزایش میدهد، انجام نگردد.
مراد از «صلح شرافتمندانه»، تن دادن به حکم خرد در عرصه عمل است که مورد تأیید خدای خردآفرین است؛ یعنی: جنگ، شرّ بزرگ و صلح، خیر بزرگ.
جنگ به دو صورت خاتمه مییابد: با تسلیم کامل یا نابودی یک طرف (که خود، شرّ است)، یا با تفاهم و مصالحه در جایی که به خصوص برداشتن خصم و تسلیم کامل او در عمل ممکن نباشد.
در صلح، هم امتیاز داده میشود و هم امتیاز گرفته میشود.
امروز بقا و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کردهایم. میتوانیم با پرهیز از تنش، منافع عمومی و خیر جامعه و عزت ایران و آینده آن را تأمین کنیم و فضای زندگی را به روی مردمی که در تنگنای سخت زندگی به خصوص از نظر معیشت و ناامیدی از آینده بهتر به سر میبرند، بگشاییم و به سوی ایران آباد و سرافراز برویم؛ این است معنی «صلح شرافتمندانه».
هرچند اعتمادی به آمریکا نیست و اسرائیل هم از هیچ کاری برای ادامه تنش و درگیری فروگذار نمیکند، ولی باید با این مانع هم با تدبیر و دیپلماسی سنجیده روبرو شد.
امیدوارم رئیسجمهور محترم با همان شجاعت و صراحتی که در مواردی از ایشان دیدهایم، در مورد رفع محدودیت اینترنت نیز دستور اقدام جدی بدهند.
به گزارش جماران، متن کامل سخنان سید محمد خاتمی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بسیار خوشوقتم که با اصحاب رسانه و اطلاعرسانی دیدار دارم و اگر باید گفتوگو و بهتر است بگوییم گفتوشنود کرد، چه کسی بهتر از دستاندرکاران رسانه و اطلاعرسانی که هم خبرشناسند، هم خطرشناس و دردمند. البته امیدوارم که مراکز قدرت گفتوگو را به رسمیت بشناسند و به جای اینکه یکطرفه بگویند و بشنوند، به شنیدهها ترتیب اثر بدهند و من هم دوست دارم که بشنوم.
اما چند نکته را خدمت دوستان عرض کنم:
- وضعیت خطیری که در آن به سر میبریم.
- علیرغم مشکلات، فرصت ممتازی که برای رهایی از وضعیت ناگوار نصیبمان شده است.
- ستایش از صلح شرافتمندانه.
- و در نهایت گریزی به مسئله اینترنت.
اگر بگوییم که در خطیرترین و تعیینکنندهترین وضعیت قرار گرفتهایم (بعد از انقلاب) گزاف نگفتهایم.
انقلاب، چه کسانی که از آن راضی باشند یا نباشند، چه توانسته باشد که به اهدافش برسد یا نرسد، چه از مسیر خود منحرف شده باشد یا نه، حادثه بزرگی بود که معادلات سیاست و قدرت را در منطقه – بلکه به نحوی در جهان – به زیان قدرتهای توسعهطلب و تسلیمشدگان و تسلیمشوندگان آنها با محافظهکاران به هم زد و از همان آغاز نگرانی و حتی کینه به انقلاب و به تبع آن ایران در دلهای قدرتها جا گرفت و برنامهریزی برای مهار کردن ایران و اگر نشد نابودی آن بود؛ کشوری تسلیم یا دارای هرجومرج و آشفته که نتواند کمر راست کند.
توطئههای فراوانی بوده است که میدانید و مهمترین آن جنگ 8 ساله است، ولی علیرغم عدم توازن قدرت تسلیحاتی-لجستیکی، اطلاعاتی و حتی اقتصادی، ایران نه تنها از بین نرفت بلکه مقتدرتر در صحنه ظاهر شد و در ادامه آن انواع توطئههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی و تحریمهای کمرشکن علیه ایران وجود داشت و دارد.
تا رسیدیم به جنگ 12 روزه و بعد جنگ رمضان.
اما در داخل، انواع فشارهای دشمنان از یک سو و خطاهای راهبردی و راهکاری و مشکلات ساختاری از سوی دیگر لحظه به لحظه فاصله میان مردم و حاکمیت را بیشتر کرد و حتی دو قطبی وحشتناک میان کسانی که به هر حال به حاکمیت و نظام دلبستند و وفادار بودند و جامعهای که روز به روز وضع اقتصادی، امنیتی و سیاسی و فرهنگی آن بدتر میشد، پدید آمد و اتفاقاً دشمنان از همین وضع به امید ضربه زدن نهایی به کشور سوءاستفاده کردند.
گسترش نارضایتی، افزایش ناامیدی نسبت به بهبود اوضاع و آینده، فشارهای کمرشکن اقتصادی و معیشتی و بازماندن کشور نه تنها از توسعه که عقبگرد در خیلی از زمینهها – دشمن را به فکر یکسره کردن کار نظام انداخت. ولی به یاری خداوند توطئهها و جنگ همهجانبه نتیجه عکس داد و ایران گرچه آسیبهای سنگین انسانی و مادی دید از جمله شهادت رهبر پیشین و فرماندهان و مسئولان و مردم عادی و حتی زنان و کودکان و خرابیها؛ ولی به لحاظ بینالمللی و ملی در موقعیت بهتری قرار گرفت و اعتبار و هیمنه دشمن بیش از پیش شکسته شد و خشم و نارضایتی مردم کاهش یافت و حتی به سوی انسجام و وحدت در مخالفت با تهاجم بیگانه و برای حفظ ایران میل کرد.
و چند نکته آشکار شد:
- جمهوری اسلامی به رغم همه نقصها و نارساییهایش ماندنی است. یعنی تهاجم خارجی و جنگ همهجانبه ایران را از پا در نمیآورد، مگر اینکه بعد از آن حکمرانی نتواند نقصها و نارساییها و عواملی که منجر به جدایی اکثریت از جامعه شده است را به کمک خود مردم درمان کند.
- اعتبار و هیمنه آمریکای پرمدعا به شدت خدشهدار شد و بر شکستناپذیری اسرائیل جنایتکار خط بطلان کشیده شد.
دو عامل اساسی در این امر:
یک: مقاومت نظامی و تدبیر توأم با فداکاری نیروهای مسلح و سازمان و سامانی که با وجود شهادت رأس و رهبر و فرماندهان و مسئولان پایدار به دفاع پرداخت و دشمن را در رسیدن به اهداف خود ناکام کرد. و رئیسجمهور محترم و دولت هم در کنار مردم کوشید تا در بحرانیترین نقطهها ایران و مردم ایران را راضی نگاه دارد.
دوم: حضور مردم حتی ناراضیان از وضع سیاسی و اقتصادی در صحنه دفاع از میهن و مخالفت با تهاجم وحشیانه به ایران و تمامیت ارضی آن.
و این حضور را از جمله در گردهمآییهای شبانه در هفتههای اول دیدیم، ولی جای گلایه دارد که در اثر اشتباهات راهبردی و تبلیغات یکطرفه در هفتههای بعد این وحدت و انسجام کمرنگتر شد.
به هر حال، بعد از جنگ فرصتی فوقالعاده برای کشور و مردم پدید آمد که جلوه آن را در تفاهمنامه اسلامآباد که به امضای دو رئیسجمهور رسید، میبینیم. امیدوارم این بار فرصت فراهم آمده از دست نرود؛ چنانکه متأسفانه بارها از دست رفته است که اگر رفت، تهدیدها شدیدتر خواهد شد.
در همین جا باید از شورای عالی امنیت ملی و مسئولان و فرماندهان محترم و رئیسجمهور بزرگوار که به چنین تصمیم بزرگی رسیدند سپاسگزاری کرد و از تأیید رهبری تقدیر به عمل آورد.
به ویژه باید شجاعت و فداکاری رئیسجمهور محترم را که با امضای تفاهمنامه افتخاری را نصیب ایران عزیز کردند، قدر دانست و نشان دادند که به قولی که به مردم دادهاند پایبندند و برای آنچه به مصلحت ملی است و موجب رهایی کشور از مشکلات بشود، حاضر به هرگونه اقدام و فداکاری هستند و نیز به همراه دولت خود در کنار مردم و گرهگشا از کار مردم در بحرانیترین لحظات هستند و از طعن و تهدید دیگران که گرچه صدایشان بلند است، ولی جایگاه مهمی در اکثریت جامعه ندارند، هراس ندارند. همچنانکه دیگر عزیزان مسئول هم لعن و طعن تندروها را تحمل کردند و گفتنی است که این همه بر احترام رئیسجمهور و اعتماد به ایشان افزود.
این تفاهمنامه چندین امتیاز دارد از جمله:
- انعقاد آن در موقعی است که ایران عزیزتر از گذشته و موفقتر عمل کرده است و دشمن در رسیدن به هدفهایش ناکام مانده است. شما وضعیت ایران، حکومت و ذهنیت جامعه را بعد از جنگ و قبل از جنگ 12 روزه مقایسه کنید و ببینید چه تفاوت عظیمی رخ داده است.
- این تفاهمنامه به امضای دو رئیسجمهور رسیده که اعتبار آن را دو چندان میکند.
- به نظر کارشناسان و تحلیلگران، در همه تفاهمها و قراردادهایی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون داشته است، به اندازه این تفاهمنامه به نفع رقیب در آن ملاحظه نشده بوده است و آمریکا این چنین صریح و مکرر تعهد نداده است. آمریکا به صراحت 9 بار تعهد میدهد و متعهد میشود. 8 بار «Undertake» و یک بار با «Commit» که سه بار آن ایران هم در تعهد شریک است (از جمله احترام به حاکمیت ملی) و بسیاری از مطالب اساسی و حیاتی مورد نظر ایران در این سند به رسمیت شناخته شده است. البته در بعضی موارد امکان تفسیر و تعبیر متفاوت هست، ولی همین تفاهمنامه اگر جداً مبنا قرار گیرد و رعایت شود، به نظر من ایران از یکی از پیچهای خطرناک به سوی دنیایی بهتر عبور میکند.
در هر تفاهم و توافقی امتیازاتی داده میشود و امتیازاتی گرفته میشود. باید دید که ادعاهای رقیب چه بوده است و ما چه میخواستهایم و کدامیک بیشتر به دست آوردهایم. وقتی پایه امتیازها معلوم شد، دیگر کار را با دیپلماسی سنجیده و مذاکره باید پیش برد.
باید تفاهمنامه نقض نشود؛ البته از طرف هیچ یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یک طرف آشکارتر و بزرگتر باشد و نیز هر کاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت.
امیدوارم با درایت و واقعبینی و فارغ از احساسات (که کاملاً موجه و قابل فهم است) با تدبیر و در نظر گرفتن خیر عمومی بتوان از این مرحله به سلامت عبور کرد. ولی با گذر از این مرحله سخت، کار سختتر حاکمیت آغاز میشود که رسیدن به تعریفی مناسب از رابطه خود با جهان و به خصوص همسایگان که دلخوریها و نگرانیها فیمابین هم بیشتر شده است و نیز تدبیر درست در داخل برای بهبود امور و اصلاح ساختاری و رویکردی و راهبردی به نفع جامعه و مردمی که سخت در تنگنا هستند.
از یاد نبریم که در این سالها خط خونی که بین مردم و حکومت فاصله انداخته است، بسیار پررنگ است و نیز وضع تولید و گرانی و اقتصاد و معیشت، بیکاری و… که روز به روز هم افزوده شده است، مشکلات مهمی است که با حل آنها با حضور و مشارکت خود مردم نیاز به تدبیر و راهبردهای مناسب خود را دارد که در جای خود باید در باب آن گفتوگو کرد و راه درست را پیدا کرد و پیمود.
اما صلح
امتیاز انسان از سایر موجودات به خردمندی است، خردی که در عرصه نظر در جستجوی حقیقت و درستی است و در ساحت عمل طالب خیر و راستی. یعنی در سرشت آدمی (که خردمند است) حقیقتجویی و خیرخواهی و نفرت و گریز از شر نهفته است و کدام شرّ بالاتر و خسارتبارتر از جنگ و کدام خیر (در عرصه اجتماع) برتر از صلح؟
جنگ در عرصه اجتماعی را بیشتر متجاوزان بر سر کسب میدان قدرت و امتیاز با یکدیگر و نیز با محرومان برای کسب و غصب حقوق و منافع ایشان پدید میآورند. و به همین دلیل مقاومت در برابر سرکوب و تجاوز درخور ستایش و خود خیر بزرگ است، ولی مقاومت اگر هم نیاز به درگیری دارد، برای رهایی از جنگ تجاوزکارانه است نه جنگ برای جنگ.
جنگ به هر صورت پایان مییابد، تسلیم یکی در برابر دیگری و یا تفاهم و مصالحه در جایی که از میان برداشتن خصم و تسلیم او در عمل ممکن نباشد.
و در صلح هم امتیازی داده میشود و امتیازی گرفته میشود.
الان در موقع عزت نسبی هستیم؛ موجودیت و بقای خود را به دشمن تحمیل و برای دنیا اثبات کردهایم. میتوانیم با پرهیز از تنش، منافع عمومی و خیر جامعه و عزت ایران و آینده آن را تأمین کنیم و فضا را به پرشین موزیک روی مردمی که در تنگناهای گوناگون به سر میبرند و امید به بهبود و اصلاح امور را اندک اندک از دست میدادند، باز کنیم و ایران را سرافراز و برخوردار بسازیم. این است معنی «صلح شرافتمندانه». دیدگاهی که بر این است که با جنگ میتوان در مقابل دشمن تا آخر ایستاد، دیدگاه غلط است. عزیزان ما با جنگ نمیتوانیم زندگی کنیم یعنی مردم نمیتوانند و ادامه زندگی و تأمین نیازهای زندگی و اداره جامعه ممکن نیست.
گرچه چنانکه پیشتر گفتهام به آمریکا اعتماد نیست و اسرائیل هم هر چه از دستش برمیآید در کار صلح کارشکنی خواهد کرد، ولی این ماییم که با تدبیر باید هر کاری که جلو جنگ را بگیرد و از ادامه وضع نه جنگ نه صلح بگیریم و تا ایران عزیز و ایرانی گرامی بتواند با افتخار و عزت و برخورداری و حرمت زندگی کند.
و اما اینترنت
از جمله گروههایی که برای ایشان حیاتی است، خبرنگاران و اصحاب رسانه و اطلاعرسانی و اصحاب تحلیل و تحقیق هستند. در زمان جنگ بعضی محدودیتها میتوانست قابل فهم و موجه باشد، ولی ادامه آن مضر و حتی ناممکن است. چنانکه میبینیم در سطح عمومی اشتیاق به استفاده از استارلینک و بهرهگیری از VPN افزایش یافته است. بستن همه راههای مردم به سوی اینترنت اولاً ممکن نیست، ثانیاً بخش مهمی از جامعه کار و بار زندگیشان با اینترنت گره خورده است.
بسیاری از کارفرمایان، اندیشمندان، محققان و حتی مردم عادی اساس کارشان به گونهای است که اگر اینترنت نباشد از کار باز میمانند. و منع در این زمینه اولاً میل به خلاف را در بخش مهمی از جامعه افزایش میدهد و زیانهای بیکاری و خسارتی کسانی که کارشان با اینترنت است با سودهای فراوان و کسانی که با VPN و سایر امور مشابه سوداگری میکنند، عوض میشود.
امیدوارم آقای رئیسجمهور با همان شجاعت و صراحت و تصمیمی که از ایشان در مواردی دیدهایم، در این مورد هم به حل این معمای ناگوار اقدام فرمایند.
در این دیدار، اهالی رسانه دغدغهها و