سید ناصر احمدی، روحانی افغانستانی: ماهیت طالبان تغییر نکرده؛ برخوردشان با زنان نامناسب است/ تمام مدارس شیعه در افغانستان تعطیل شده‌اند/ شیعیان در امور مذهبی آزادی ندارند/ جمهوری اسلامی ایران الگوی مسلمانان جهان شده است

پایگاه خبری جماران: عضو دفتر آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی در قم، پس از سفر اخیر خود به افغانستان، اظهار داشت: طالبان نمی‌تواند ناجی مردم افغانستان باشد؛ ناجی اصلی مردم خودشان هستند که باید به وحدت، دیانت و هم‌پذیری برسند و یکدیگر را بپذیرند. متأسفانه نژادپرستی و قوم‌گرایی در آنجا ریشه‌دار است؛ می‌گویند «من طالبم، تو هزاره‌ای، تو تاجیکی، تو ازبکی». این مسائل در افغانستان بسیار مشکل‌ساز است و تعصب جاهلی همچنان پابرجاست. مردم هنوز به وحدت مشترکی علیه حکومت دست نیافته‌اند.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با حجت‌الاسلام و المسلمین سید ناصر احمدی را در ادامه می‌خوانید:

ابتدا لطفاً خودتان را به‌طور کامل معرفی کنید و اگر مسئولیتی دارید، اشاره بفرمایید تا وارد بحث شویم.

سید ناصر احمدی هستم، از استان بامیان. مدت پنجاه سال است که در حوزه علمیه قم سکونت دارم و در حال حاضر در دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی (دام‌ظله العالی) در بخش سؤالات شرعی فعالیت می‌کنم.

شما پس از سال‌ها اخیراً سفری به افغانستان داشتید؛ دستاورد این سفر چه بود؟ می‌خواهیم در مورد وضعیت شیعیان، اوضاع حاکمیت و زنان در جامعه افغانستان به‌تفصیل از شما بشنویم.

بنده پس از پنجاه سال به سرزمین افغانستان، به‌ویژه زادگاهم، سفر کردم. در شب جمعه‌ای وارد شدیم و نماز جماعت پرجمعیت برگزار شد. سپس در روز اربعین اباعبدالله (علیه‌السلام) در حسینیه‌ای متعلق به سادات حسینی منبر رفتم و مورد استقبال گرم خانواده، دوستان، خانواده‌های شهدا و مؤمنین قرار گرفتم.

هنگامی که وارد افغانستان شدم، اولین برخوردی که با من شد (که بسیار مهم بود، زیرا هم نگران بودم و هم ترس شدیدی از برخورد نامناسب داشتم)، این بود که از هواپیما پیاده شدم و در گیت‌های مهر گذرنامه، با لباس روحانیت (عبا، خرید لایسنس نود 32 همیار نود 32 قبا و عصا) در میان جمعیت انبوهی قرار گرفتم؛ زیرا پنج هواپیما هم‌زمان از قطر، ترکیه، هندوستان و ایران فرود آمده بودند و جمعیت زیادی بود. در میان این جمعیت، تنها روحانی معمم بنده بودم.

یکی از مسئولین طالبان آمد، دست روی شانه‌ام گذاشت و گفت: «مولانا، لطفاً دنبال من بیایید.» پرسید: «کسی همراه شماست؟» گفتم: «بله، دخترم زهرا احمدی.» بدون بلندگو با صدای بلند صدا زد: «زهرا احمدی از صف خانم‌ها بیرون بیاید.» ما هر دو رفتیم. در ابتدا واقعاً بسیار ترسیده بودیم؛ فکر کردیم کارمان تمام است، حتماً گزارشی داده شده و شاید برخورد بدی شود. وقتی جلو رفتیم، دو صندلی برای من و دخترم گذاشتند. گفتند: «تا نوبت شما نرسیده، شما محترم هستید، شما روحانی هستید و از شما که وارد افغانستان شدید تشکر می‌کنیم. این حکومت متعلق به شماست و افغانستان کشور شماست و اکنون طالبان حکومت می‌کند. فرقی نمی‌کند شیعه باشد یا سنی؛ یعنی شما طلبه و مولانا هستید و بسیار خوش آمدید.» همان‌جا نشستیم تا نوبت ما رسید. اولین برخورد بسیار مهم بود. نوبت ما که رسید، گذرنامه‌مان را مهر زدند و سپس دو نفر از افراد طالبان وسایل ما را گرفتند و تا بیرون فرودگاه بردند و راهنمایی کردند.

بیرون فرودگاه، فامیلم منتظر ما بودند و دسته‌های گل به گردنمان انداختند و سوار ماشین شدیم. در همین مسیر همه می‌گفتند: «این حاج‌آقا از ایران آمدند. مبارک باشد، خوش آمدید. از جمهوری اسلامی ایران آمدید و افتخار آوردید در کشور افغانستان.» آنها تصور می‌کردند که من طلبه ایرانی هستم و همین مردمی که برای خانواده‌های خود آمده بودند، می‌گفتند: «بسیار خوش آمدید به سرزمین افغانستان.»

وضعیت کلی مناطق شیعه‌نشین و نحوه اداره آنها چگونه است؟

در کل، وضعیت تمام مناطق مرکزی که شیعیان در آنجا حضور دارند، در دست خود مردم است. یعنی مسئولیت‌ها در آنجا بر عهده خود مردم است و با مردم همان منطقه کار می‌کنند. افراد و نیروهای دولت‌های سابق (زمان جمهوریت، زمان کرزی و اشرف غنی) هنوز هم هستند و فعالیت می‌کنند، خود مردم هم آنها را می‌شناسند و آنها کار می‌کنند. اما در جاهای مهم و مراکز اصلی، طالبان خودشان حضور دارند و به‌ویژه در مناطقی که شیعه نبودند و من به آنجا می‌رفتم، با استقبال گرمی بلند می‌شدند و می‌گفتند: «حضرت آقا، مولانا! ما در اختیار شما هستیم، چه می‌خواهید؟» برخوردشان این‌گونه بود.

اما در کل، ماهیت طالبان تغییر نکرده است. اما این [برخورد خوب] به دلیل نظام مقدس جمهوری اسلامی است که در اینجا یک حربه بسیار محکم و جایگاه عالی تشیع در جهان اسلام است. جمهوری اسلامی ایران اکنون الگوی همه مسلمانان جهان شده است؛ یعنی واقعاً این نگاه وجود دارد. امام و رهبر معظم انقلاب افتخار آفریده‌اند. همان‌طور که امام راحل انقلاب کرد و آن انقلاب یک انفجار نور بود که در ایران به وجود آمد و دنیا را فراگرفت، شهادت رهبران مقاومت نیز واقعاً توجه همه ملت‌ها را جلب کرده است. به‌ویژه ملت افغانستان (از شیعه و سنی) می‌گویند ما افتخار می‌کنیم که در برابر دشمن غداری مثل آمریکا و اسرائیل، تنها کشوری که ایستاده جمهوری اسلامی است؛ و بقیه نوکر آمریکا هستند. این دیدگاه در بین مردم (مؤمنین از تشیع و تسنن) وجود دارد.

در بین خود طالبان نیز همین نگاه نسبت به ایران هست. اما چون افراد خاص طالبان با من برخورد نکردند، من هم صحبتی با آنها نداشتم.

پس این وضعیت را از دیدگاه کلی می‌بینید؟

بله؛ از دیدگاه کلی من این‌گونه برخورد آنها را دیدم که مردم در رابطه با نظام مقدس جمهوری اسلامی واقعاً افتخار می‌کردند و حتی وقتی نام رهبری را می‌بردند اشک می‌ریختند! (سنی و شیعه). چون من به استان غزنین هم رفتم که کلاً سنی هستند. حتی بالای قبر سنایی غزنوی (که یکی از شعرای معروف است) رفتم، فاتحه خواندم. از